تبليغاتX
خدایا تا پاکم نکردی خاکم نکن
تصـــــــوير تصادفي
منوي کاربري

پيغام مدير : به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد .

   ...............................   اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن !    به مدير وبلاگ ايميل بزنيد !    ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها!   لينک RSS

    ..............................

لينك دوستان
چت بامديـــــر
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت

آرشيو
طراح قالب
ساخت قالب وبلاگ.لوگو.تيتر فلش و...
Powered by:

blogfa.Com

 

 

خدا مشتی خاک را برگرفت. می خواست ليلی را بسازد. از خود در او دميد. و ليلی پيش از آنکه با خبر شود عاشق شد

ساليانی است که ليلی عشق می ورزد. ليلی بايد عاشق باشد

زيرا خدا در او دميده است و هر که خدا در او بدمدعاشق می شود

ليلی نام تمام دختران زمين است؛ نام ديگر انسان

خدا گفت : به دنيايتان می آورم تا عاشق شويد. آزمونتان تنها همين است : عشق

و هر که عاشق تر آمد، نزديکتر است. پس نزديکتر آييد، نزديکتر

عشق کمند من است. کمندی که شما را پيش من می آورد. کمندم را بگيريد

و ليلی کمند خدا را گرفت

خدا گفت : عشق فرصت گفت و گو است. گفت و گو با من

با من گفت و گو کنيد

و ليلی تمام کلمه هايش را به خدا داد. ليلی هم صحبت خدا شد

خدا گفت : عشق همان نام من است که مشتی خاک را بدل به نور می کند

و ليلی مشتی نور شد دردستان خداوند

 

 

دلم برای کسی تنگ است

کسی که مهربانی چشمانش بسان زلال جویباران وصفای دلش را بسان

قرص نان میان همه قسمت می کرد

دلم برای کسی تنگ است

كسی كه دلی برای شنيدن نجواهای شبانه من داشت و لحنی آرام برای نوازش موهايم ؛

دلم برای کسی تنگ است

كسی كه خالی وجودم را از خود پر می كرد و پری دلم را با وجود خود خالي؛

دلم برای کسی تنگ است

كسی كه اشكهايم بر روی دستانش ميريخت و او آب آرامش را بر روی گيسوانم ؛

دلم برای کسی تنگ است

كسی كه با او در جمع تنها بودم و در تنهائيمان دنيائی را مالك بوديم؛

کسی که زندگانی من است

كسی كه دوستش دارم         

عاشقانه

همیشه

تا ابــــــــد ؛

تا خود خداونــــد!

[+] نوشته شده توسط مهشید در 10:34 | |

منو در گیر خودت کن

من و درگير خودت کن تا جهانم زيرو رو شه

 تا سکوت هر شب من با هجومت روبرو شه

 بي هوا بدون مقصد سمت طوفان تو ميرم

 من و درگير خودت کن تا که آرامش بگيرم

 با خيال تو هنوزم مثل هر روز و هميشه

 هر شب حافظه من پر تصوير تو ميشه

 با من غريبگي نکن با من که درگير توام

 چشمات و از من بر ندار من مات تصوير توام

 تو همين جايي هميشه با تو شب شکل يه روياست

 آخرين نقطه دنيا تو جهان من همين جاست

 تو همين جايي و هر روز من به تنهايي دچارم

 من و نزديک خودم کن تا تو رو ياد بيارم

تقدیم به قلب ساده و مهربونت 

[+] نوشته شده توسط مهشید در 20:33 | |

دوست دارم گل من

 

 

این بار هم تو را می یابم
در هیاهوی یک التهاب ناب که صداقت را معنا می کند
تورا اغاز میکنم
به روی سطر های سپید
تا برگهای دفتر زندگیم ارام ارام از روح ترانه هایت لبریز شوند
باز میگردم به اغاز
به ابتدای نگاهای تو
به اوج احساسهای بی نشان
دوست داشتن تو رمزی برای رهایی از تکرار است
رسیدن به اوج جاودانگی است....


احساس بی نشان

طرح چشمان قشنگت در اتاقم نقش بسته ...
شعر مي گويم به يادت در قفس غمگين و خسته ...
 من چه تنها و غريبم بي تو در درياي هستي ...
 ساحلم شو غرق گشتم بي تو در شبهاي مستي

 

 

 

[+] نوشته شده توسط مهشید در 18:6 | |

:: مطالب پيشين